۱۳۹۷ مرداد ۱۴, یکشنبه

گزارش نقض حقوق طبیعی محیط زیست ایران در تیرماه ۱۳۹۷

درنیمه اول تیرماه سال جاری مشکلات زیست محیطی کشور ایران با گرم شدن هوا بیشتر عیان گردید و به عناوین مختلف نارسایی مدیریت دولتی بخصوص در منابع آب و انرژی موجبات زندگی در شرایط سخت را برای شهروندان در ایران فراهم آورد که کم و بیش در کل کشور محسوس بود. همچنین سهم مشکلات وکم آبی برای نیمه جنوبی کشور علی الخصوص استانهای جنوب غربی مضاعف بود. در این راستا مردم این استانها نیز به مطالبه حقوق شهروندی خود که برخورداری از آب و خوراک پاک است  پرداختند که متاسفانه با سرکوب نیروهای دولتی مواجه گردیدند.
 جدی شدن بحران آب در مناطق مرکزی، شرق و جنوب کشور/ مهاجرت ۵۰ میلیون ایرانی تا ۲۵ سال آینده
خشکسالی در مناطق مرکزی، شرق و جنوب کشور جولان می‌دهد. جدیدترین آمارهای وزارت نیرو حاکی از آن است که در استان‌های فارس، خراسان‌جنوبی و اصفهان نه‌تنها سفره‌های زیرزمینی آب تهی شده‌اند که ذخایر سدها نیز کاهش ٢۵ تا ۵٠درصدی را نسبت به سال گذشته تجربه می‌کنند.

این موضوع در حالی رخ می‌دهد که تازه‌ترین گزارش‌ها نشان می‌دهد حجم آب زاینده‌رود اصفهان به ۵٠درصد سال گذشته کاهش داشته و در حال حاضر ذخیره مخزن آب زاینده‌رود تنها ٢٠٠میلیون مترمکعب آب دارد. رئیس گروه زمین‌شناسی سازمان زمین‌شناسی و اکتشافات معدنی کشور از افزایش هشداردهنده نرخ فرونشست زمین در گستره جنوب غربی تهران خبر داده و گفته است که این رقم از ١٧ سانتیمتر در سال ٨۴ تقریبا به دو‌برابر رسیده است. عیسی کلانتری، مشاور آب و محیط‌زیست معاون اول رئیس‌جمهوری نیز اعلام کرده است که تمدن کشور در مناطق مرکزی و جنوب کشور در معرض تهدید است و تنها دامنه شمالی البرز از خشکسالی مصون مانده است.

نرخ فرونشست زمین در جنوب غرب تهران دوبرابر شد
نرخ فرونشست زمین در جنوب غرب تهران دوبرابر شد.
رئیس گروه زمین‌شناسی مهندسی و ژئوتکنیک سازمان زمین‌شناسی و اکتشافات معدنی کشور، از افزایش نرخ فرونشست زمین در گستره جنوب‌غربی تهران مطابق با تحلیل و بررسی‌های انجام‌شده خبر داد. این کارشناس با اشاره به این‌که براساس شواهد، منطقه فرونشست تهران در سال‌های ٨٨ و ٨٩ در مقایسه با سال ٨۴ توسعه بسیار زیادی را در تمام جهات نشان می‌دهد، خاطرنشان کرد: این گسترش در بخش‌های غربی و شرقی بیشتر است و محیط منطقه فرونشستی به ١۴٩ کیلومتر و مساحت آن به حدود ۵٣٠ کیلومتر مربع افزون شده است.
نتایج به‌دست آمده از مدل‌سازی فرونشست زمین در گستره جنوب غربی تهران و پیش‌بینی نرخ آن برای سال ٩٧ با فرض ثابت بودن نرخ پمپاژ آب زیرزمینی در آینده، بیشینه نرخ فرونشست زمین در دشت مذکور به بیش از ٣٣ سانتیمتر بر سال و حدود دو برابر آن در سال ٨۴ خواهد رسید. تراکم جمعیتی بالای شهر تهران و اطراف آن، قرارگیری سازه‌ها و تأسیسات مهم در آن، وجود شریان‌های حیاتی مهم مانند راه‌آهن و فرودگاه و تراکم دکل‌های برق فشار قوی در پهنه فرونشستی شکل گرفته را بسیار مهم ارزیابی کرد.

۵٠میلیون ایرانی تا ٢۵سال دیگر باید مهاجرت کنند
عیسی کلانتری می‌گوید اگر وضع فعلی مصرف آب در بخش کشاورزی ادامه داشته باشد در کمتر از ٢۵سال دیگر شرق و جنوب کشور کاملا خالی از سکنه خواهد شد.
مشاور معاون اول رئیس‌جمهوری در امور آب، کشاورزی و محیط‌زیست هشدار می‌دهد که اگر فکری برای بحران آب نکنیم ٢۵سال دیگر، باید ۵٠میلیون ایرانی از کشور مهاجرت کنند و مهاجرت تبعات وحشتناکی دارد تا جایی که شاید چیزی به نام ایران دیگر وجود نداشته باشد.
اگر همه جامعه از مقامات بالا گرفته تا مردم، وارد مسأله آب نشوند کاری از چیت‌چیان یا حتی تمامی دولت ساخته نیست. کلانتری اعلام کرد: مصرف اصلی آب ما در بخش کشاورزی است، اما هنوز مسئولان نظام قایل به این نیستند که در این کشور به‌خصوص از جنوب البرز و شرق زاگرس تا مرزهای شرقی و جنوبی بحران آب داریم. سرانه باقیمانده آب این نواحی کمتر از ٨٠٠ متر مکعب است یعنی ما درون بحرانیم نه در مرز بحران.

احتمال عدم بازگششت آب به سفره‌های آب زیرزمینی ایران
وقتی سفره‌های زیرزمینی خشک می‌شود، طبقات خاک نشست می‌کند و محل ذخیره آب از بین می‌رود. از این‌رو، اگر بارندگی ١٠ برابر قبل هم شود باز آب روی سطح زمین جاری می‌شود و نمی‌تواند به داخل خاک نفوذ کند. جالب اینجاست که مسئولان هنوز بحران را درک نکرده‌اند و برنامه ششمی که ارایه شده است دلیل محکمی برای این ادعاست.
در این خصوص ابتدا باید ٣٠میلیارد مترمکعب از مصرف آب را با عزمی قاطع کاهش داده شود، بعد هم روی افزایش بهره‌وری سرمایه‌گذاری کنیم. این ٣٠میلیارد باید طی امسال و سال آینده در بخش کشاورزی که ٩۵درصد آب کشور را در اختیار دارد، اعمال شود. یعنی حق آب از کشاورزان خریده شود.
اخبار ضد و نقیض از بحران آب در خوزستان
حال و روز بحرانی وضعیت آب در استان خوزستان و رود کارون جدا از مسئله کمبود منابع در ماه‌های اخیر با مشکلات جدیدی نیز رو به رو شده است که البته هنوز از سوی مسئولان ایرانی به صورت صریح بیان نشده است؛ مشکلاتی مثل تلاش برای انتقال آب کارون.
برترین ها: روز گذشته تابناک در خبری در رابطه با وضعیت آب در خوزستان نوشت: حال و روز بحرانی وضعیت آب در استان خوزستان و رود کارون جدا از مسئله کمبود منابع در ماه‌های اخیر با مشکلات جدیدی نیز رو به رو شده است که البته هنوز از سوی مسئولان ایرانی به صورت صریح بیان نشده است؛ مشکلاتی مثل تلاش برای انتقال آب کارون. این در حالی است که استان خوزستان ایران و نیز حوضه آبریز کارون در شرایط کنونی از نظر میزان و کیفیت منابع آب، در شرایط بسیار بدی قرار دارد و جدا از خشکسالی و کمبود آب با مشکلاتی مثل شوری آب نیز مواجه است و مسئولان ایرانی هنوز نتوانسته اند مشکلات اساسی تأمین آب شرب و کشاورزی پایدار را در استان خوزستان مرتفع کنند.

ادامه بحران آب در خرمشهر و تجمعات اعتراضی
مردم خرمشهر روز شنبه ۳۰ ژوئن (نهم تیر ماه) در ادامه تظاهرات روز گذشته به کم‌آبی و شوری بیش از حد آب شرب در این شهر اعتراض کردند.
گزارش‌ها حاکی از ادامه این تظاهرات تا فرارسیدن تاریکی است. برخی کاربران شبکه‌های اجتماعی تصاویری از تجمعات اعتراضی به اشتراک گذاشته‌اند که در آن صدای تیراندازی و فریاد مردم به گوش می‌رسد. در برخی از تصاویر به نظر می‌رسد برای مقابله با اثر گازاشک‌آور آتش روشن شده است.
از روز گذشته گروهی از مردم خرمشهر در برابر مسجد جامع این شهر تجمع کرده بودند و با سر دادن شعار اعتراض خود را در مورد وضعیت آب آشامیدنی به فرماندار این شهر اعلام کردند.
از سوی دیگر خبرهایی مبنی بر فروش آب در خرمشهر توسط سودجویان گزارش شده که موجب خشم شهروندان این شهر شده است.
بحران سلامت در خوزستان
رئیس مرکز بهداشت خوزستان با اشاره به بیماری‌هایی که از طریق آب انتقال می‌یابند، گفت: هپاتیت آ، شیگلوز (اسهال خونی)، سالمونلوز (نوعی عفونت روده‌ای)، تیفوئید (حصبه) و… از طریق آب انتقال می‌یابند که متاسفانه بیشتر این بیماری‌ها اکنون در خوزستان وجود دارند.
او ادامه داد: در شهرستان‌های خوزستان می‌بینیم که کمتر از ۹۵ درصد مطلوبیت میکروبی دارند و این مساله می‌تواند مشکلاتی که با آن روبه‌رو هستیم را بیشتر کند.
وی با اشاره به طغیان بیماری‌ها در استان خوزستان ادامه داد: اسهال خونی در رفیع و مسمومیت در رامهرمز و هپاتیت در شهر‌های خوزستان برخی از طغیان‌ها بوده است. قطعا امسال طغیان‌های بسیاری خواهیم داشت که باید هزینه و زمان زیادی را برای این موضوع صرف کنیم.
سلمان زاده بیان کرد: بروز تب کریمه کنگو نیز به دلیل افزایش فعالیت کنه‌ها در استان خوزستان رو به افزایش است.

کانون دفاع از حقوق بشر در ایران
کمیته دفاع از محیط زیست

۱۳۹۷ مرداد ۱۳, شنبه

آزادی نسرین ستوده را خواهانم


خشونت علیه زنان

رویا ایرانی

خشونت علیه زنان،خشونت علیه انسان است.برای منع جهانی خشونت علیه زنان باید به منافع کل بشریت اندیشید.
در جهان ما بیشتر افردی که به قدرت می رسند به اعتبار آن ،اعمال خشونت به دیگران را روا می دانند.خشونت علیه زنان ،شاید از نخستین خشونت های تاریخ انسانی باشد،داستانهایی چون ، زن زائده ای ازدنده چپ مرد است و…زنان را فرودست روایت می کنند و خشونت های روایی در داستان های تاریخی نشان از میل بی پایان مردان زمین برای غلبه جنسیتی است.به گفته خانم هیلاری کلینتون ، حقوق بشر همان حقوق زنان،و حقوق زنان دقیقا همان حقوق بشر است.البته در مساله رواج پدیده خشونت علیه زنان،خود زنان هم گاهی مجرم هستند چرا که در خیلی موارد، خشونت را پذیرفته و حتی سهوا یا عمدا، بر علیه دیگر زنان به کار می برند.

ضرب و شتم ازمظاهرآشکار خشونت است، هرچند که ،خشونت فقط آزار فیزیکی نیست ،خشونت یعنی در معرض رفتارهای ناعادلانه قرار بگیریم. خشونت یعنی محرومیت و محدودیت،محدودیت نسبت به تمام آزادی های انسانی… بیشترین قربانیان خشونت خانگی ،زنان هستند که در اغلب اوقات شاید ندانند بر علیه آنان خشونتی در حال انجام است. از نمونه های خشونت خانگی این است که فردی از اعضای خانواده به قصد آسیب رساندن به شما،دسترسی تان رابه منابعی مانند غذا ،پوشاک ،مسکن و دارو محدود سازد.
اگر فردی مانع بیرون رفتن شما از خانه شود،یا شما را از دوستان و اقوام دور نگه دارد،مانع دسترسی تان به اینترنت ،تلفن ،کسب تحصیل یا شغل مناسب شود ،شما قربانی خشونت خانگی هستید.
اگر آن فرد به قصد آسیب ،شما را تحقیر کند،برسرتان فریاد بزند و شما را بترساند،دشنام و ناسزا بگوید ،شما را تعقیب کرده یا تماس های تلفنی تان را ردیابی کند ،بر علیه تان خشونت انجام داده است.
قهرهای طولانی ،نادیده گرفتن زن،محبت نکردن به وی ، نمونه دیگر خشونت خانگی است،این تفکر که زن مجبور به زندگی است، چون جایگاهی و جایی برای بازگشت ندارد،چون بله را گفته است وگل جوانیش طی شده است، خواهانی ندارد، در اجتماع پایگاه و درآمد چندانی ندارد و هزاران دلیل دیگر که عشق های روزهای اول را تبدیل به نادیده گرفتن های امروز می کند ،همگی خشونت هستند.
زنی که او را چون خدمتکاری در خانه می بینند وآزادی روزهای پیشین را از وی گرفته اند ایا خشونتی علیه او صورت نگرفته است؟
حتی برای رفتن به خارج از کشور باید مجوز محضری از شوهرش بگیرد،حق سکونت ،اشتغال و در برخی موارد تصمیم برای زمان و تعداد فرزند آوری به اختیار مرد او می باشد .آیا این حس بی هویتی و زیر دست بودن خشونت نیست؟؟؟
خشونت به معنی تحقیر،آزار،حتی یک نگاه است.خشونت بی کلام ،بی تماس بدنی اینگونه است :مرد در را باز می کند و زن ناگهان مضطرب می شود، غمگین می شود.شاید نداند چرا!!.
او در حضور مرد خود کلافه است ،انگار حواسش به خود است، انگار باید کاری برای او انجام دهد ، انگار که خودش نباشد یا بترسد که خوب نیست،که کم است ،که دینی دارد.که باید لاغرتر باشد،چاق تر باشد ، زیبا تر باشد،سنگین تر باش،خانه دارتر باشد،عاقل تر باشد.
خشونت آن چیزی است که، زن نیست و فکر می کند باید باشد.آن نقابی است که زن می زند به صورتش تا خودش نباشد تا برای مردش کافی باشد،تا مرد هوس نکند، زن دیگری را به او ترجیح دهد.
نقاب می زند تا دوست داشته شود تا دیده شود و گاهی تا آخر عمر با این ماسک دروغین زندگی می کند و خود واقعی اش را فراموش می کند.
مرد حتی می تواند بدون لمس زن ، لهش کند.شاید بدون اینکه بخواهد. این میراث جای مانده از پدرانش است که به شوخی و جدی توهین های جنسی یا به قول خودش ناموسی را در هر موقعیت نثار دیگران میکند و جنس زن را نابود می کند.
خشونت، آزار وتحقیر،پله های بعدی نردبانی هستند که پله اولش ،فلان لباس را نپوش ،با فلانی معاشرت نکن،فلان جا نرو است ….
سوءاستفاده از عشق زن به زندگی اش ،ابزار کنترلی به دست مردان داده است تا جایی که حتی از عشق خدادادی نسبت به فرزندش هم استفاده کرده و تهدید به گرفتن فرزند در صورت ادامه ندادن زندگی با او میکنند. خشونت باعث می شود زن احساس کند برای همیشه گیر افتاده است.
گیر فردی که او را در همه موارد کنترل خواهد کرد.
این ابزار کنترل منتهی می شود به زنان بی اعتماد به نفس، بی قدرت ،غمگین ،تحقیرشده ، ترسان ،وابسته ، تهدید به ترد شدن و شاید کتک خورده… خشونت علیه زنان کوه یخی است که فقط کمی از آن را می شود بالای آب دید ،آنچه زیر آب است خیلی ترسنا ک تر از ظاهری کتک خورده و صورتی کبود است.

کبودی و زخم و شکستگی خوب می شوند، اما احساسات و عواطف ،میل جنسی ، صمیمیت وشادابی و مهم تر از همه ،قدرت و اعتماد به نفس از دست رفته زن که طول سالها و ماهها گرفته می شود گاهی هیچ وقت ،هیچ وقت و هرگز ترمیم نمی شود.خشونت علیه زنان تنها نابودی روان یک زن نیست !!بلکه مروج خشونت ولطمه زدن به نسل ها است.تک تک اعضای جامعه و خانواده که جامعه کوچک است بایستی از انواع خشونت علیه زنان آگاه شوند و فرد فرد آنان چه زن و چه مرد، نه تنها در این موج حرکت نکنند بلکه تلاش برای از بین بردن آن انجام دهند ، چرا که تمامی افراد بشری از عوارض التیام ناپذیر خشونت علیه زنان بی بهره نخواهند ماند.
زن آفریننده و تربیت کننده نسل فردای جامعه جهانی است و در صورت تامین آرامش ،امنیت و احترام به هویت او ،انسان محترم شمرده شده وحقوق بشر به معنای واقعی حفظ خواهد شد.

۱۳۹۷ مرداد ۱۲, جمعه

تاثیر سیاست بر منابع آب ایران در چهل گذشته

آب و هوا از دیدگاه ایدئولوژی دینی در ایران همانطور که می بینیم در چهل سال اخیر و سرکار آمدن یک نظام مبتنی بر ایدئولوژی خاص دینی از بدو انقلاب اسلامی بصورت عملی برنامه ای در سطح کشور برای حفظ محیط زیست متزلزل اقلیم ایران وجود نداشت و در واقع سیستم حاکم در ابتدا هیچ درک علمی و منطقی از این مقوله نداشت و من فکر میکنم حفاظت از محیط زیست برای حکومت نو پای جمهوری اسلامی یک پروژه غیر ضروری و بی اهمیت بود، چون در ذهنیت حالم دینی، پدیده محیط زیست و آب و هوا وابسته به خداوند است نه بشر ! ، یعنی بارش باران و برف،سیل و خشک سالی،زلزله، سرسبزی مراتع و … مربوط به خشنودی یا خشم خداوند از رفتار دینی و شرعی شهروندان است.

مدیریت برامده از ایدئولوژی دینی و سطح اگاهی ازحفاظت محیط زیست همانطور که همه ما می دانیم مدیرانی که در سازمان حفظ محیط زیست بعد از انقلاب ایران شروع به کار کردند ابتدا انقلابی و محفلی و سپس مدیر بوده اند و در واقع هیچ کدام در امور مدیریتی کشور سواد آکادمیک و تجربه نداشتند فقط به واسطه آنکه پیرو نظام اسلامی بودند و در جنگ ایران و عراق شرکت داشتند مدیر شدند، نه بدلیل تخصص و توان مدیریتی، بلکه بواسطه میزان وفاداری به حکومت به پست های مدیریتی گماشته شدند.

حال یکی از تصمیمات این مدیران رسیدن به خودکفایی در بعضی از محصولات کشاورزی بود و با طرح و برنامه اجرایی از مرکز به همه استانها ابلاغ شد. نکته ای که میخواهم به آن اشاره کنم و مربوط به منابع آبی کشور می شود اینست که روشی که این مدیران بی تجربه ترویج کردن و برای اجرای آن وام بانکی به کشاورزان اختصاص دادند حفر چاه آب در زمینهای کشاورزی و باغها بود. بدون آنکه برآوردی از میزان منابع آبهای زیر زمینی داشته باشند که در اکثر موارد با روش غرق آبی پروژه ها را آبیاری میکردند و هم اکنون هم با توجه به کمبود منابع آبی برای حفظ میزان تولیدات کشاورزی از این شیوه استفاده می کنند، اینجانب فکر میکنم این یک فاجعه است، یعنی در اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یکم که دانش ، تکنیک و مدیریت به اوج خود رسیده است مدیریت دولتی ایران ساده ترین روشی که احتیاج به تفکر و برنامه ریزی ندارد را ابلاغ و ترویج کرده است. اگر دقت کنیم روش غرق آبی یک روش باستانی و اساطیری است و اصولا ما همیشه دوست داریم به ریشه های گذشته برگردیم.

از طرفی دیگر می بینیم که در مقطعی زمانی آبیاری به روش های بارانی و قطره ای مطرح شده و در بعضی از پروژه های کشاورزی بکار گرفته شد ولی در سطح کلان کشوری کماکان از روش آبیاری سنتی استفاده می شد و تسهیلات بانکی مناسب به علت هزینه بر بودن روشهای مدرن بصورت کلی بکار گرفته نشد.

از بدو انقلاب تا پایان جنگ در سال ١٣۶8 دولت هیچ برنامه ای برای حفظ محیط زیست و منابع آبی نداشت. بعد از جنگ دولت برای بازسازی اقتصادی، توسعه کشاورزی را در دستور کار قرار داد و به این ترتیب شروع به بهره برداری بی رویه و بدون محاسبه از آبهای زیر زمینی شد که طی هزاران سال به وجود آمده بود و در یک بازه زمانی چهل ساله با روند کاهشی به سمت کاهش و اتمام می رود.

تا کنون به صورت مختصر از سیاست بکار گرفته شده در مورد آبهای زیر زمینی صحبت کردیم. در باره آبهای رو زمینی یا جاری نیز مدیریت دولتی ایران با نگرش بر کنترل آب جاری و بکارگیری آن در جهت ذخیره آب و بهره برداری آن بوده است که با احداث سدهای متعدد بدون انکه در نظر بگیرند که آیا اکو سیستم آن مناطق جوابگوی تکثر سدها و ذخیره آب خواهد بود یا خیر؟

همانطور که می بینیم نتیجه آن خشک شدن تالابها و دریاچه ها است، سیاست گذاری دولت بخاطر تولید چند تن محصول اضافه با عدم درک و آگاهی از واقعیت محیط زیست، منابع آب و خاک کشور را در معرض خطر و نابودی قرار دادند. تاثیری دیگری که سدسازی و ذخیره آب بر خاک کشور گذاشت خشک شدن خاک سطحی و پیدایش پدیده ریزگردها است که سلامت انسانی و حیات وحش و نباتات را تهدید میکند. حال به یک نکته توجه کنیم! سیاست سدسازی متعدد، خارج از توان اقلیمی و ذخیره آب از یک طرف باعث به وجود آمدن یک رابطه منفی میان سه عنصر آب – خاک – هوا، به صورت زیر شد:

( خشک شدن حوزه های آب – باعث عدم رطوبت و خشکی بیش از اندازه خاک شده – در نتیجه خشک شدن خاک هم باعث ورود ریزگردهای خاکی به هوا شده است ).یعنی با دقت میتوانیم ببینیم سدسازی افسار گسیخته چگونه چرخه آب، خاک و هوا را در جهت منفی و به ضرر زیست طبیعی انسان تغییر داده است و در اینجا تاثیر سیاست مدیران از دیدگاه مذهبی را به وضوح استنباط می کنیم که بر پایه شایستگی های مذهبی و میزان وفاداری به نظام دینی بدون آنکه در زمینه حیات و اکو سیستم زمین علم و اگاهی داشته باشند یک کشور را مدیریت کرده اند. این رابطه ناخواسته بین آب و خاک و هوا، عمق فاجعه زیست محیطی کشور ایران را نشان میدهد که در آینده بیشتر شاهد تاثیرات منفی آن خواهیم بود. وضعیت حوزه آبی دریاچه ارومیه  کاملا بدیهی است که تغییرات جوی در وضعیت موجود تاثیرگذار بوده ولی اگر از لحاظ مدیریتی به دو دریاچه نزدیک به هم که یکی دریاچه ارومیه در ایران و دیگری دریاچه وان در ترکیه است نگاه کنیم، هم اکنون دریاچه وان مانند همیشه سرزنده و پر آب است ودارای چرخه اکو سیستم طبیعی عادی است ولی دریاچه ارومیه متاسفانه در معرض نابودی کامل قرار گرفته است.

میخواهم نظرتان را به این نکته جلب کنم که دو دریاچه مذبور که نزدیک بهم هستند،  نمیتواند مرزهای سیاسی ساخته دست انسانها را درک کنند و تغییرات جوی هم برای آنها یکسان بوده اما دارای دو مدیریت متفاوت هستند که عدم رفتار نامناسب با آبهای رو زمینی و زیر زمینی باعث وارد آمدن آسیب جدی به دریاچه ارومیه شده است.

حال مدیرانی که با روحیه انقلابی محیط زیست ایران را اداره کردند، همان مدیرانی بودند که از بخشهای نظامی و جنگی و انقلابی در همه وزارت خانه ها، مدیریت را در دست گرفتند و بدون انکه تجربه علمی داشته باشند با تکرار تجربه انقلابی در سیاست، مدیریت اقتصادی و تولیدات کشاورزی را در دست گرفتند. در سی سال اخیر سطح زیر کشت دریاچه ارومیه، یعنی حوزه دریاچه، از ١۵٠ هزار هکتار به ۴١۵ هزار هکتار افزایش یافته و مصرف آب در این منطقه از١.٨ میلیارد متر مکعب به ۵٠۵ میلیارد متر مکعب رسیده است. در اثر این وضعیت آب های زیر زمینی که یکی از منابع تغذیه این دریاچه بوده تقریبا به صفر رسیده است که با تأسی از سیاست غلط بهره برداری آب برای مقاصد کشاورزی، خارج از توان اقلیمی از آن برداشت شده است. هم اکنون به گفته مدیر مشاور و رئیس کمیته محیط زیست استان، هیچ نشری از آب های زیر زمینی به سوی دریاچه وجود ندارد. چاههای حفر شده مانع نشر آب زیر زمینی به دریاچه میشوند ، حتی آب زیر زمینی جریان عکس پیداه کرده و در نتیجه ایی که الان برای کشاورزی استفاده می شود کیفیت مطلوب ندارد.

علاوه بر سطح زیر کشت، الگوی کشت و سودآوری اقتصادی در جهت تولید محصولات آب بر بیشتر شده است.یعنی از ابتدای دهه هفتاد خورشیدی تا کنون احداث باغ در حوزه آبریز دریاچه افزایش بی رویه داشته است.

از طرفی کشت علوفه، که یک محصول آب بر است بسیار زیاد شده . هم اکنون ۴٣ درصد سطح کشت این حوزه را باغ ها و زمینهای زیر کشت یونجه که آب بر هستند تشکیل می دهند. این عامل هم در خشک شدن آبهای زیر زمینی و هم دریاچه ارومیه تاثیر جدی و مشخص داشته است. رسیدن به خودکفایی در تولید شیر و مواد لبنی و تاثیر آن بر منابع آب کشور  همانطور که میدانیم در اجرای یک پروژه گسترده در هر کشوری، تحقیقات همه جانبه می شود و ظرفیتها فعلی و آتی برای توجیه آن محاسبه می شود و سپس به مرحله اجرایی می رسد.

یکی از اهداف بلند مدت دولت خودکفایی در تولید شیر و مواد لبنی بود که در ظاهر کار مثبتی است. ولی برای تولید شیر در یک گاوداری کوچک با ١٠ الی ١۵ راس گاو نیاز به تولید یونجه داریم که یک محصول آب بر است، برای هر گاوداری کوچک نیاز به ۶ هکتار زمین کشاورزی مجهز به کانال آبرسانی یا چاه آب هست که در سال بین سه الی پنج بار محصول یونجه از ان با روش غرق آبی برداشت می شود.

حال بدون توجه به اینکه منابع آبی ایران و همچنین مراتع، توان و ظرفیت تولید شیر بصورت صنعتی و انبوه را ندارند شروع به احداث کارخانجات تولید لبنیات در اکثر استانها کردند که لازم به ذکر است این طرح برای حفظ سلامتی جامعه نبوده بلکه فقط توجیه اقتصادی و سودآوری داشته است. از طرفی دیگر باعث اشتغال زایی می شد و بدون پیش بینی اینکه ضرری که این طرح به منابع ابی کشور می رساند بسیار گسترده تر از سود مقطعی آن است. حال به وضوح می بینیم به علت کمبود آب و سیاست های آماتور اقتصادی قیمت شیر و مواد لبنی سه برابر گذشته شده است.

اگر توجه کنیم به عنوان مثال کشوری که منابع نقتی و مشتقات آن را ندارد نیازهای نفتی خودش را با واردات تامین میکند، حال کشور ایران که از لحاظ اقلیمی یک کشور خشک و نیمه خشک به حساب می آید، بجای اینکه الگوی مصرف مواد غذایی را اصلاح کند و یا بخشی از نیاز کشور به شیر و مواد لبنی را از خارج وارد کند برای تولید آن حاضر به تخریب منابع آبی و خاکی کشور است که هم اکنون هم بعلت کمبود آب و علوفه مورد نیاز دام، شاهد تعطیلی بسیاری از مراکز تولید شیر و کارخانجات تولید لبنیات هستیم.

۱۳۹۷ مرداد ۱۱, پنجشنبه

برای زحمتکشان

سید اشکان حسینی

دستانِ پینه بسته بابا گُل می شکُفَد!
شاخه نیمه خشکیده توفان قاصبانِ گلوگاه میشکند!
زشبانگاهان جهالت خشمِ کور میخوابد!
و آسمانی که چشم غُره میرود..
صدای ترمز و بوق ممتد ماشین ها
بر رویِ عابرانی کج دهان که ناله های دستفروشان و کودکان کار را نادیده میبینند
و نمیگیرند دستشان را..
و گریه های بی تردید مادران خسته دل،
که خواب بر چشم چکاوک حرام گشته..
زبهر احکام کشتن
و شلاق جبر جهل وسطی
و نیز دل پاره پاره..
نمیدانند که رغیبان لبالب نواخته اند آواز کجِ موسیقی گردن برگیوتین های تشنه را؟
چنین شکستن سکوت قرن عصر ما را نمیبینی تو ای رفیق؟
عبادتگه بنا شده در کدامین خرابه ناکجاست؟
بت،بتخانه،دَیر وخانقاه کجا و پیر میخانه کجا؟
به کدامین کوی و برزن!
یا دشت و صحرای چهارگوشه قصب شده دمید بایستی؟
که لاله ها آنک واژگون!
اینک بی چون رویند از سینه قبرستانِ جارکش های دیروز
وخفتگان آرمیده ی امروز که سینه درد میکشد..
با کی ها چه ها نگفتیم!
زبانها مو به مو،
راههای نرفته شانه به شانه
که گوش تا گوش گردن تیر میکشد در فصل بهمن ها..
درشکه چی افیون میزند،
دوشاهی از فرزند اختلاصگران ربود وشاد زیست..
بادِ سرد میوَزَد!
برگ زرد درختان را پاییز به هرسو میبُرد،
صدای سنگرساز بیسنگر و سازش از برای ساختن خاکریز!
سربازانی که هم را نمیشناسند!
لنز دوربین و گاز اشک آور،
تنظیم مگسک،کشیدن ماشه،
ناگاه آوارِ خاک برسریِ شلیک صلاحهایِ تا دندان مصلح!
و بوی تند باروت..
تو گویی نمیدانند که!
معشوقه ی در حجله خوابیده چشم در راه گل پژمرده یارش نشسته؟
یا خویشتن را به نفهمی زده اند؟
چه میگویی؟
گویی عصر ما عصر خفقان و مرگ نقشه هاست با آواز کلاغ؟
یا پرواز بیصدای قوها
یا کشیدن پر طاووس و تنگی کردن ماهی قرمزها!!
دیروزها جهنمی زجهان..
حال جام مَیِ پیاپی زجان و جانان
زین کهکشان..
دخترکانی برنیمکت تاریک مکتب نشسته!
به آنان با اشاره هرزه گی و هیزی همکلاسان نمایان میکنم اما..
اما آه از این بیدادِ کج فهمی!
که نگاه زلال مرا هیز،
چشم چران و لاعُبالی گری نامیدند..
آه از این ستم که خان عدلیه ی دارالممالک خون خواهران را نوشیده و نوشاند بر نوشین زمانه..
فرزند چپاولگر صدرنشین روباهان بر مسند قدرت،
گاه نیز درچهره معلم،
که درس انشای تجاوز بر دیوار و فرزندان دبستان!
فاعل شود ومفعولان کودک را ببلعد..
آموزگار را آموزه گار گفتند..
زهر نوشانوش برادر نیز!
که دوست قدیمی چکمه اربابان ست..
و قفسی که پر باز باید کرد،
رفت تا اوج تیتر آزادگی!
آزادی ای به پاکی رزق حلال کارگران واتحاد زحمتکشان..
مردمانی عذاب برجان خریده و جان برکف،
سُنتِ لخته بسته مشام ژولییده وولیده بیشمار مدهوش و شماری اندک مستِ بیدار و هُشیار..
آنطرفتر گویند سزار گریخت…
معلمی که عشق می آموزد،
فرهاد کوه کن و عاشق پیشگی،
لیلی و شیرین آزمودنِ درس صبوری..
چهره های هزار رنگ رنگین کمانی!
آن دیگری با زبان سرخ و دستبوس
اما آنطرفتر چشمک پرانی با محرمان!
امروزها همسنگر وهم عقیده اما..
فردا طلب جرعه ای آب نیز برسینه ات دست رد میزند!
یوسف گمگشته بود یکی،
آن کجا و این کجا..
زنی آبستن داشت حاج کلبعلی،
بچه اش را برد
او را جاگذاشت و رفت،شوهر کرده بود به دیگری،
حاجی هزار حجله بیخطبه وصیغه قبلتو..
آثار غم درچهره اش آشکار،
او را گویم که در پیری شکست عشقی از فرط لاپای دجال میچکاند..
بیگانه فرسودهٔ نام آشنا
به میان زبان بیگانه ها پناه برد
که زود از مخمسه گریخت!
آن دیگری دست و پا شکسته توقع داشت عصایش شوی اما..
اندرونیِ اش رفتنی بود وبی محلی ها جار،
ایشان شهردار شکم پرورِ قلدر کلان شهر بود..
واق واق نوکران مزدبگیرش در دهات دورِ ما..
دیگری ها..
برادرهای لوس و نُنُرِ قوه نشین..
دیگری که فرمانده چه
در عصر ما بود،
نان میداد هزار!
دست میگرفت دوصدهزار..
بیشمار سفره اش که خبردارم خالی
و شکم بس گرسنه گهگاه!
عمر کانونش هجده..
صلح،نوعدوستی،عشقورزی،سلامت روانی وجسمی یکایک مردمان را خواستارست،
گلویی نترس دارد،
هرکجا درد در سینه باد،بالهایش را زمیان بادها و ابرها رها و میرساند و کشد دست محبتش را..
بقای عمر خویش و خاندانش دوصد هجده باد..
هرچه باد باغَش آباد..
سیاهی ای زماست سپیدتر چو دلاوریِ سیاه جامگان توشه پیشه..
ومن هایی غریب قریب دیروز نطفه گندیده..
حال برمکتب استادان زبردست نشسته!
نظم شلخته ی میزهای کار که از صلح وخنده یاران خبر دهند..
دارهای آویخته را می بوسیم!
عاقبت کارگر را اما به خیر ختم،
و تنبان ها پاره شده،
دست،پاها،چشم،گوش
و افکاری تا نبضِ دقایقِ رهایی..
تازیانه شکسته ی کهنه آستین حکمفرمای ناعدل پینه برپیشانی..
آگاهی و آزادی یکایک مردمان ده تا بازاریان در کوچه و بازار..
چادر چاقدون پوشان شهر نو!
زایش آشکارای پاکدامنان برخواسته زآشیانه نو نشینان..
نوزادان
،نونهالان،جوان
آن دیروز،
نوجوان پس پریروز و..
به دار آویختگان امروز و فردا در سپیده دم با بانگ خشمِ کورِ موذن
یا منجم حلول ماه مبارکشان
یا آیت کشتن کتب قرنها تیره وتار..
میله ها زسینه کرخت خاوران فریاد میزنند!
کهریزک بطری میگرید!
انفرادی قصر و اوین بنفشه میزاید،
زاینده رود در تالاب آذرخش میتوفد..
و شهیدان شب..
ندا و بانگ مدد کن ای برادر!
سربندو باز کن ای دختر!
همراه وهم کلام شو ای هموطن سر میدهند..
که قصاب ها گوشت بکارت مغز مردم
و حکم جهالت منبرنشینان زبردست میفروشند!
که تبعیدی ها راز آنکه به زامبی شهرت دارند در سینه شان!
پنهانی بوی تعفن و دفن چه ها در جبر جغرافیا..
سماور مادر ریحانه و ستار،
ندا و فرزاد میجوشد!
با تنوع گویش وزبانهای مختلف
که:
بفرما چای تازه دمِ
دق کرده سینه چاک ما ای رفیق رفیقِ رغیب کُش..
که داغ بردل حریفان گذاریم ای رفیقان!
ستاره ها در طلوع نابهنگام به حوض نقاشی یاران می پیوندند!
وفریاد همراه شدیم ای هم پیمان سر میرسد،
آری ندای آزادی..
جاودانگی و آگاهی،
سپس در آزادگی های جویبار زندگانی جاری خواهد شد که لاله واژگون جان و رویش سبزه زار بهار یکایک یاران پایدار

۱۳۹۷ مرداد ۹, سه‌شنبه

سند ۲۰۳۰ تعارض یا نیاز

سند جهانی توسعه پایدار ۲۰۳۰ با موضوع ارتقای سطح آموزش و افزایش کیفیت آموزش ،یکی از اسنادی است که در تصویب نامه /۷۶۴۰۳ /۵۲۹۱۳ مورخ ۲۶ شهریور۱۳۹۵ میان هیات دولت جمهوری اسلامی و یونسکو به امضا رسید و ،یکی از اسنادی است تعهد آور ایران در صحنه بین الملل میباشد.
رهبران کشورهای عضو سازمان ملل متحد ، در سپتامبر۲۰۱۵ در اجلاس عالیرتبه این سازمان متعهد شدند تا اهداف دستور کار جهانی توسعه پایدار۲۰۳۰ را که نتیجه یک فرآیند گسترده مشورتی در سطح جهانی بود، در سیاستگذاری کلان ملی خود از اول ژانویه ۲۰۱۶ را اجزایی کنند.
این دستور کار دارای ۱۷هدف و۱۶۹ هدف ویژه است.
یونسکو که بعنوان یک نهاد بین المللی در امر آموزش شناخته میشود، اجرای هدف چهارم توسعه را بر عهده دارد که به سوی آموزش ، یادگیری مادام العمرباکیفیت ، برابری و فراگیر بودن برای همه مطابق ” سند توسعه پایدار۲۰۳۰ ” قدم بردارند.
این سند جهانی سه نقش ” هدایت و هماهنگی“ ، ” نظارت و گزارش دهی ” و ” ارتقای ظرفیت کارشناسی دولتها ” را در این سند مد نظر قرار داده است . این موضوع در سی و هشتمین کنفرانس عمومی یونسکودر نوامبر۲۰۱۵ به تصویب رسید.
اما نکته مهم در این سند ، وجود دامنه های فراگیری چون ” اشتغال و توسعه مهارتها ” ، ” آموزش عالی ” ، ” آموزش سلامت و بهداشت ” ، ” آموزشهای اجتماعی ” و ” شهروندی ” را هم هدف قرارداده است.
اهداف مورد نظر درسند۲۰۳۰ مطابق پیش نویس
این سند پیش نویس اهداف مختلفی را دنبال خواهد کرد که عبارتند از:
آموزش ابتدایی ، متوسطه ، سنجش و ارزیابی کیفیت یادگیری ، مراقبت اول کودکی ، آموزش دبستانی و ابتدایی ، آموزش فنی و حرفه ایی و مهارتی ، آموزش عالی مهارتی متوسطه ، دسترسی به آموزش عالی با کیفیت برابر، برابر سازی فرصتهای آموزش و اجتماعی برای زنان و دختران ، دسترسی برابر اقشار آسیب پذیر به آموزش ، آموزش توسعه پایداردر آموزش عالی ، آموزش سلامت و شیوه های زندگی سالم و بهداشتی ، توسعه همکاریهای علمی و بین المللی ، آموزش عالی ، تربیت معلم ، انجمن های علمی وسازمانهای مردم نهاد و آموزش ۲۰۳۰
برخی معیارهایی که کشورها مطابق سند ۲۰۳۰ باید انجام دهند
-تقویت کارآیی و کارآیی موسسه آموزشی ، راهبردی و حاکمیت مدارس از طریق افزایش مشارکت جوامع ، از جمله جوانان و والدین در مدیریت مدارس
-اختصاص منصفانه تر منابع در بین مدارس محروم از نظر اجتماعی –اقتصادی ومدارسی که از مزایای اجتماعی و اقتصادی بهره مند هستند
-ترویج آموزش های دو زبانه و چند زبانه در جوامع چند زبانه
-شناسایی موانعی که کودکان و جوانان آسیب پذیر را از دسترسی به برنامه های آموزشی کیفی دور نگه میدارد و تصمیم گیری موثری برای رفع آن مطرح گردد.
-فراهم آوردن آموزش از راه دور ، آموزش فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی ، دسترسی به فناوری های مناسب و زیر بنا های مناسب و ضروری برای تسهیل فضای یادگیری در منازل و مناطق جنگی ودورافتاده به ویژه برای دختران ، زنان ، پسران و جوانان آسیب پذیر و سایر گروه های به حاشیه رانده شده.
-حمایت از رویکردی جامع برای مقاوم سازی مدارس در مقابل تاثیر گذاری بلایای طبیعی
تعریف آموزش کیفی از نگاه یونسکو
سند ۲۰۳۰ شش جنبه ، کرامت انسانی ، مردم ، کره زمین ، سعادت ، برابری و مشارکت را در بر میگیرد و به آموزش بعنوان وسیله ای برای تربیت شهروند جهانی تلاش میکند .
یونسکو آموزش کیفی را ” استفاده آموزش از فناوری اطلاعاتی ” وآموزش کیفی را شامل:
آموزشهای مدنی به ویژه آشنایی با مفاهیم جقوق بشر ، دموکراسی ، فرصت برابری آموزشی دختران و پسران(برابری جنسیتی) ، آموزشهای مشترک جهانی ، بهبود منابع مادی وانسانی به منظور ارتقای کیفیت زندگی تعریف میکند.
امروزه به واسطه ” جهانی شدن ” سرنوشت تمامی افراد ، سازمانها و حکوکتها بیش از پیش به یکدیگر گره خورده و تاثیرات این فرآیند بر تمامی حوزه های فعالیت بشری ، غیر قابل انکار است.
اگر بپذیریم که استفاده کنونی از منابع موجود در جهان و در سطح ملی ، غیر منصفانه و غیر قابل قبول است و شکاف فقیر و غنی (از همه جنبه ها) وسیع و وسیع ترمی شود ، باید چاره ایی اندیشید.
آموزش و تربیت شهروند جهان (به ویژه کودک و نوجوان) به عنوان فردی که خواهان تبدیل شدن جهان:
به مکانی سرشار از عدالت ، برابری ، صلح و توسعه پایدار، احترام و پاسداشت تنوع و گوناگونی نژادی ، قومی ومذهبی و… میباشد.
مارتین آلبرو جهانی شدن را چنین تعریف می کند:
” به همه جریاناتی اطلاق میشود که با آن همه ی مردم جهان در یک جامعه جهانی در حال تعامل هستند .“
آنتونی گیدنز جامعه شناس شهیر نیزجهانی شدن را ” عمیق شدن روابط اجتماعی در سطح وسیع بطوری که فاصله ها نامحسوس می شوند …. ” بیان می کند.
آکسفام ، کنفدراسیون متشکل از۱۵ سازمان که در۹۸ کشور جهان در سراسر جهان برای پیدا کردن راه حل های پایدار برای فقر و بی عدالتی فعالیت می کند ، ویژگیهای شهروند جهانی را چنین بر می شمرد:
-نسبت به جهان وسیع تر آگاه است.
-به تفاوتها و گوناگونی ها احترام میگذارد.
-داری فهم است.
-از بی عدالتی اجتماعی منزجر و خشمگین است.
-در طیف وسیعی از سطح محلی تا جهانی مشارکت و فعالیت میکند.
-خواهان اقدام برای تبدیل شدن جهان به مکانی پایدار است.
-مسِئولیت اعمال خود رابرعهده میگیرد.
با در نظر گرفتن آنچه ذکر شد و بررسی محتوی کتاب های درسی به عنوان اصلی ترین رسانه آموزشی در دسترس دانش آموز ، در ایران هم در زمینه های آموزش های شهروندی ، محتوای درسی در نظام آموزش وپرورش بیشتر به تربیت شهروند ملی و با هدف تقویت انسجام ملی تاکید میگردد.
و این نقطه تقابل سند ۲۰۳۰ با سند تحول بنیادین است ، در سند ۲۰۳۰ هدف نهایی تربیت شهروند جهانی است ودر سند تحول بنیادین تریبت شهروند ملی با آموزه های دینی است. واز این منظر مخالفت هایی نسبت به پذیرش این سند بین المللی صورت گرفته است.
با توجه به مشکلاتی که از نوع ، اتفاق تعرض به دانش آموزان در منطقه ۲ تهران و قبل از موضوع تجاوز سعید طوسی یکی از تاکیدات مهم این سند “ فرصت برابری آموزش جنسیتی دانش آموزان دختر وپسر “ است . و بعد از اتفاق تاسف بار پانزده دانش آموز منطقه ۲ تهران ، سیلی از انتقادات مبنی بر اینکه چرا در مدارس دانش آموز با موضوعات و مفاهیم جنسی آشنا نمی شود. و اکثریت منتقدان وقوع این رویداد زشت و غیراخلاقی را ناشی از خلا اموزش جنسی در مدارس بیان نمودند .
سال گذشته هم با رسانه ایی شدن موضوع سند یونسکو ، خیل عظیمی از واکنش ها همراه با تهدید از سوی نهادهایی که وابسته به سازمانهای مرتبط با ایدیولوژی حاکم بر سیاستهای آموزشی ، فرهنگی و اجتماعی بودند ، صورت گرفت و با این تهدیدها و هشدارهای مراجع مذهبی و وفقهی ، دولت که مجری تعهدات حکومت در تفاهم نامه ها ، مقاوله نامه ها و اسناد سازمانهای بین المللی که با عضویت در آنها متعهد به اجرای مفاد سند ۲۰۳۰ یونسکو است ، از اجرای آن عقب نشینی نمود و خلا این عقب نشینی ، تکرار موضوعاتی همچون موضوع تعرض به پانزده دانش آموزتوسط یکی از پرسنل مدرسه و تجاوز سعید طوسی خواهیم بود و ناگفته نماند بخشی از اتفاقات بدلیل حفظ آبرو و حیثیت خانواده و دانش آموز و یا تهدید و ارعاب و تطمیع فرد آسیب دیده علنی و پیگیری نمی شوند .خلا عدم اجرای سند یونسکو ، عواقب جبران ناپذیری درآمادگی شهروندانی متناسب با معیارهای فرهنگی ، اجتماعی ، اقتصادی و همگام با شهروندی مفید به با خواهد آورد .
سند یونسکو از جامعیت فراگیر در موضوعات مختلف برخوردار است که آموزش جنسیتی یک وجه آن می باشد . آماده کردن شهروندانی آگاه و پرسشگر از ویژگیهای برجسته این سند می باشد و این معیار آگاهی و پرسشگری شهروند یکی از حساسیت های حکومت هایی است که نا آگاهی و اطاعت کورکورانه و محض از دلایل تداوم حاکمیت آنها و استثمارمردم و عدم توجه به معیارها و شاخص های بین المللی در موضوعات حقوق بشری ، استاندارهای زندگی همراه با برخورداری از رفاه و آسایش از سیاستهای تثبیت شده آنها در پوششی عوامانه و فرببکارانه برای تداوم حکومت می باشد . بر اقشار آگاه و متعهد بر حساسیت به ، فرزندان ، خانواده ، خویشاوندان وهمشهریان و هم وطنان و یک کلام به کشورهستند در آگاهی دادن سند یونسکو و مفاهیم و اهداف آن تعلل نکنند تا شهروندان آگاه برای آینده ایران داشته باشیم .